Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

گفت و گو
بهروز صفاریان چهره برتر دهه 80 موسیقی پاپ ایران: خدا را شکر که نرفتم



می‌خواهیم برگردیم به 15-16 سال قبل. به زمانی که قطار موسیقی پاپ داشت دوباره در ایران به راه می‌افتاد. در آن دوره کجا بودی، چه می‌کردی؟ و چه تلاش‌هایی کردید و چه تلاش‌هایی سایرین کردند تا این موسیقی دوباره پا بگیرد؟
 اما درباره خودم می‌توانم بگویم که من و بچه‌های دیگر از سال 72-73 کارمان را به صورت حرفه‌ای شروع کرده بودیم. کارمان هم نتیجه بیرونی و عمومی نداشت و بیشتر در خانه کار می‌کردیم. بعضی‌ها به جاهایی مثل کیش و دوبی می‌رفتند و... من البته چون سربازی نرفته بودم، نمی‌توانستم بروم. بیشتر در خانه کار آهنگسازی و تنظیم می‌کردم، آهنگ‌های خارجی که دوست داشتم، می‌شنیدم و آنالیز می‌کردم و سعی می‌کردم آنها را با دانسته‌هایی که تا آن زمان کسب کرده بودم، تطبیق بدهم. بگذریم که هیچ وقت هم تطبیق پیدا نمی‌کردند! چون درس‌هایی که به ما می‌دادند چیز دیگری بود و هیچ ربطی به آن موسیقی‌ها نداشت! (خنده) نتیجه‌اش این شد که هر کدام از این بچه‌ها در فضای خودشان رشد کردند، من بیشتر در آهنگسازی و تنظیم و دیگران در زمینه‌های دیگر مثل نوازندگی و ملودی‌سازی و... همه اینها زمینه‌ای شد برای آن نقطه‌ای که بهش می‌گویند شروع موسیقی پاپ.

ولی کاملا به صورت غیر سیستماتیک دیگر؟ یعنی هیچ کدام جهت‌دار نبود، آکادمیک نبود و...
به لحاظ شخصی جهت‌دار بود اما در کل نه، به‌هیچ‌وجه جهت خاصی نداشت. اینها گذشت تا زمانی که شنیدیم فراخوانی در سازمان [صدا و سیما] پخش شده و در آن از آهنگسازان دعوت شده بود که کارهایشان را به همراه پارتیتور ارائه بدهند.

چه سالی بود این ماجرا؟
دقیقا یادم نیست. چون در دو مرحله این اتفاق افتاد. بار اول شاید حدود سال 73 بود که بعدش خبری نشد و بار دوم شاید حدود سال 75 بود که یکسری از کارهایی که ساخته بودم و با معیارهای مرکز موسیقی سازگار بود را به همراه پارتیتورهایش بردم و دیدم چند نفری هم پشت در نشسته‌اند؛ چند نفری که همین نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب را تشکیل دادند. همان‌جا با هم آشناتر شدیم و بعضاً تصمیم به همکاری گرفتیم.

از پشت همان در!
آره. رئیس مرکز موسیقی در آن زمان علی معلم بود که بر اشعار هم نظارت می‌کرد و موسیقی تحت نظر فریدون شهبازیان بود. به هر حال ما کارمان را با چند آهنگ در مرکز موسیقی صداوسیما شروع کردیم. البته من نمی‌خواهم آن سیاست‌گذاری‌ها را زیر سؤال ببرم،   اما به نظرم آن آدم‌ها آدم‌های سختی بودند و سختگیری زیادی اعمال شد. ما کمتر از 4-5 ترَک با سازمان کار کردیم، من یک کار با قاسم افشار ساختم و چند تا کار هم با عقیلی. اما باز شدن درهای مرکز موسیقی ارشاد از یک سو و سختگیری‌های صدا و سیما از سوی دیگر موجب شد که ما از سازمان فاصله بگیریم و دیگر هم به آنجا برنگردیم. چرا که آن زمان آنقدر جذابیت در تولید آلبوم وجود داشت که نیازی به پخش از رادیو و تلویزیون نباشد.

فروش میلیونی آلبوم‌ها و...
بله واقعا وقتی «مسافر» به بازار آمد، قابل‌باور نبود که هر جای دنیا که می‌رفتی، آن را می‌شنیدی! برای همین تلویزیون عملاً بعد از این ماجراها فِید شد. تنها همکاری‌های بعدی ما با تلویزیون، ترانه تیتراژهایی بود که ساخته می‌شد و روی سریال‌ها و برنامه‌ها قرار می‌گرفت  اما همکاری مستقیم مثل سابق دیگر نداشتیم. بعد از آن تعدادی شبکه‌های ماهواره‌ای داخلی مجوز پخش آزمایشی گرفتند و دوباره غیرمجاز شدند و خلاصه داستان پیچیده شد.

شرایط امروز را چطور می بینی؟
از نظر من، شرایط امروز موسیقی پاپ ما نسبت به گذشته بستر مناسب‌تری برای فعالیت هنرمندان فراهم کرده است. ایده‌آل نیست  اما قابل قبول است. پس حیف است که در این شرایط و به خاطر این که دست موسیقی غیرمجاز باز است تا هر کاری که می‌خواهد بکند، استعدادهای فراوانی در موسیقی مجاز هرز بروند. من به هرکدام از مسؤولین موسیقی این مملکت که ادعا می‌کنند جلوی تولید موسیقی‌های به قول خودشان «غیر فاخر» را گرفته‌اند، می‌گویم نتیجه کار شما چه شده؟ واقعا جلوی تولید این موسیقی‌ها گرفته شد یا این‌که آنها را به زیرزمین راندید تا دیگر بدون کوچکترین نظارت و مراعاتی هر چه می‌خواهند بر زبان بیاورند؟ از نظر شما این جلوگیری است؟ آیا بهتر نبود آنها را به جای طرد، هدایت می‌کردید؟  باید از خوب‌ها حمایت کرد. من خیلی خوشحال شدم که اخیراً در تلویزیون، تعدادی از خوانندگان پاپی را برای اولین بار دیدم که معمولا به صورت مکرر در تلویزیون حضور ندارند  اما متأسفم که تهیه‌کنندگان تلویزیون این جسارت را ندارند که در تمام طول سال این کار را تداوم بخشند و فقط آن را مختص تحویل سال و ماه رمضان می‌کنند.

قدیم‌ترها هر آلبوم پاپ را که باز می‌کردی، نام بهروز صفاریان و چند نفر دیگر به چشم می‌خورد، اما الان آهنگسازان دیگری هستند که خیلی پرکارتر از شما قدیمی‌ها شده‌اند. این موضوع خودخواسته است؟
کم‏کاری‏ام را قبول ندارم چون هیچ وقت پرکار هم نبوده‏ام، الان هم به همان صورت کار می‏کنم، منتها خدا را شکر جامعه موسیقی خیلی پرکارتر شده است. یک دلیل دیگر هم این‌که یکسری از کارهایی که می‏خواهم بکنم را چند سال گذشته انجام داده‏ام و اگر بخواهم آنها را تکرار کنم فقط بیزینس محسوب می‏شود.

نظرت در مورد نظرسنجی «ترانه ماه» و این دو رشته‏ای  که در آنها به عنوان بهترین انتخاب شده‏ای(بهترین چهره دهه80 و بهترین تنظیم کننده مدرن) چیست؟
خوشحالم از این اتفاق و قبل از آن خوشحالم از این که در جایی انتخاب شده‌ام که نام بزرگانی چون بابک بیات و محمد اصفهانی دیده می‌شود. البته شاید با برخی از این انتخاب‌ها موافق نباشم، اما در کل برایم افتخار بزرگی است که این هیأت کارشناسی در مورد من هم این انتخاب را انجام می‏دهند. این اوج افتخار است که با وجود کم‏کاری و گزیده‌کاری این اتفاق برای من افتاده و امیدوارم واقعا این‏طور بوده باشد، نه صرفا در یک نظرسنجی

غریبه بهترین است

تو عقیده داری که انواع کارها باید اجازه انتشار داشته باشند تا مردم از بین آنها انتخاب کنند یا این‏که با گزیده‌کاری موافقی؛ مثل کاری که تلویزیون انجام می‏داد؟
گزیده کاری با کاری که تلویزیون می‏کرد و می‏کند، خیلی متفاوت است. تلویزیون سیاست‏گذاری نامشخص و کاملا پُر‌نوسانی در مقاطع مختلف داشته و دارد. تلویزیون -هم در آن زمان و هم امروز- سیاست‏های غیر متوازن دارد، یعنی به کارهایی که می‏گوید استاندارد نیستند، ممکن است فردا بدون هیچ دلیلی مجوز بدهد! چارچوب داشتن و استاندارد بودن بحث دیگری است که کمتر در  مواضع و شکل و شمایل کارشناسی -چه در ارشاد و چه در تلویزیون- دیده‏ایم. این را چارچوب نمی‏دانم که تلویزیون به فلان سبک مجوز بدهد و بعد از یک مدت خبری از مجوز نباشد تا چند ماه بعد دوباره این مجوز دادن‏ها تکرار شود. من کاملا موافق چارچوب داشتن هستم اما در جهت سلامت و کیفیت اثر و در حوزه فرهنگی کردن آن که به سمت برخی مفاهیم غیر اخلاقی کشیده نشود.

جمله «من اولین بودم» همیشه از زبان هنرمندان مختلفی شنیده شده است. خشایار اعتمادی، فرمان فتحعلیان و برادران خواجه‌نوری و... حتی خیلی‏ها عقیده دارند که قبل از آنها افراد قدیمی‏تری مثل همایونفال و بهادری و خاوری اولین خوانندگان پاپ بوده‏اند...
حالا اولین بودن چه حُسنی دارد؟!

بالاخره یک ادعاست و اول بودن برایشان مهم است.
این چیزی است که در خاطر مردم وجود دارد و چیزی نیست که با گفتن ما یا هر کس دیگری به وجود بیاید. مردم خوب می‏دانند اولین باری که این موسیقی به گوششان خورده چه زمانی بوده است. اولین باری که این اتفاق افتاد، با صدای خشایار اعتمادی بود. قبل از آن افرادی مثل آقای بهادری و کسانی که نام بردی از دید من خیلی پاپ نبودند...

اما در جو همان سال‏ها حرکتی بود که شاید بسترساز جریان موسیقی پاپ شد.
اگر منظور از این ادعاها این باشد که ما راهگشای موسیقی پاپ بودیم، تا آنجا که من می‏دانم راهگشا بودن اصولا به آدم قلندری نیاز دارد که محیطش را خوب بشناسد، کارش را بلد باشد و بتواند قدمی بردارد. تا پیش از سال 76 من قدمی در این رابطه ندیده‏ام که پس از آن هم آن قدم‏‏ها مدیون مدیرانی بوده که به موسیقی پاپ اجازه رشد داده‌اند. به علاوه مستحکم ایستادن برخی از خوانندگان مثل محمد اصفهانی که آدم قابل دفاعی باشد.

که نشان بدهد سَمبُل موسیقی پاپ، می‌تواند ظاهر موجهی مثل اصفهانی و عصار داشته باشد.
دقیقا. افرادی که نام بردیم، آدم‏هایی بودند که در کار خودشان حرفی برای گفتن داشتند.

از نظر من تو همیشه، سلیقه متفاوتی داشتی که مثلا در ترانه «مشق سکوت» و آن پیانوهای جَز مانندش مشخص است. این سلیقه را چگونه داخل موسیقی پاپ آن مدلی می‌کردی؟
این موضوع که سلیقه‏ام خاص بوده را قبول دارم. نوع موسیقی و یا الگوهایی که برای خودم انتخاب کرده‏ام شاید باعث این اتفاق شده‏اند. این‏که سعی کردم خودم را به مارکت ایرانی نزدیک کنم و سلیقه خودم را هم لابلای آنها بگنجانم (که خودش یک طرز فکر و سبک جداگانه شد) باعث شد که کارهایم یک‏مقدار خاص‏تر دیده شوند. در عین حال من هم ایرانی بودن را دوست داشتم و هم الگوهای غیر ایرانی که برای خودم انتخاب کرده بودم، ضمن این‌که تجربه کارهای ارکستری هم داشتم.

آشنایی و شروع همکاری‌ات با دکتر اصفهانی چگونه بود؟
در جامعه وقتی کاری انجام می‏شود، ناخودآگاه همه یکدیگر را می‏بینند و می‏شناسند و به دلیل علاقه‏ای که به کار یا صدای هم دارند، پیشنهاداتی بینشان رد و بدل می‏شود. من هم چون به صدای اصفهانی علاقه داشتم، دوست داشتم با هم کار کنیم و در مقابل او هم فضای کارهای مرا دوست داشت. این شد که یکی، دو تا ترَک با یکدیگر کار کردیم و چون موفق شد، سعی کردیم آن را ادامه دهیم.

کنسرت‏ها با اصفهانی از کجا شروع شد؟
از سال 79-80 شروع شد که یک سال رهبری ارکستر را بر عهده داشتم.

قبل از آن با خوانندگان دیگر روی استیج رفته بودی؟
با فریدون فروغی. یک بار سال 76 روی استیج رفتیم، اما اصل کنسرت‌هایمان با فروغی عید سال 78  در جزیره کیش بود که وقتی به تهران برگشتم آلبوم «مسافر» تازه منتشر شده بود. بعد از آن دیگر اجرا نداشتیم در واقع ابزاری که برای اجرا نیاز داشتیم، کافی نبود.

چه ابزاری؟
یک ارکستر با امکانات خوب می‏خواستیم  اما نه زمان کافی داشتیم و نه برای اجرای آن آهنگ‌ها، ابزار مورد نیاز در دسترسمان بود.

در ادامه چه شد که اجرای کنسرت‏هایت با اصفهانی قطع شد؟
ماشاءالله آنقدر کارهای دکتر زیاد بود که من احساس کردم تمام کارهایم را تعطیل کرده‏ام و برای اجرای زنده از این شهرستان به آن شهرستان می‏روم! با هم مشورت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که من در استودیو آدم مفیدتری هستم تا روی استیج و برای اجرای یکسری آهنگ‏های تکراری.

الان خوشحالی که این تصمیم را گرفتی یا پشیمان؟
بله خیلی بهتر بود و این موضوع کاملا با توافق دو طرف انجام شد. البته در آن زمان حرف و حدیث‌هایی هم سر این ماجرا پیش آمد که خیلی اهمیت ندارد، چون ما با توافق هم این کار را کردیم اما از این تصمیم خوشحالم؛ چرا که بعد از آن توانستم آلبوم‏های مختلفی تولید کنم که اگر قرار بود روزهایم به همان منوال بگذرد، شاید هیچ‏گاه آلبوم‏هایی مثل «غریبه» فریدون و... تولید نمی‏شد.

اما فکر می‌کنم سود مالی کنسرت‏ها برایت بهتر بود. درست است؟
نه اتفاقا! سرپرستی یک ارکستر درآمد چندانی ندارد. اگر خواننده باشی یا در یک کنسرت شریک باشی، درآمدش خوب است اما در آنجا من فقط سرپرستی گروه را برعهده داشتم. البته با خواننده‏های دیگر مثل فریدون بحث شراکت مطرح بود که سود مالی آن خیلی به‌صرفه‏تر از تولید آلبوم بود. یکی از مشکلات ما در ایران این است که به دلیل عدم وجود کپی‌رایت، تنها کسی که از یک اثر سود مالی می‌برد و تا پایان عمر می‌تواند با آن کنسرت بگذارد و... خواننده است و خالقان اثر (مثل ترانه‌سرا یا آهنگساز)، دستمزدی می‌گیرند و دیگر هیچ انتفاع مالی از اثرشان ندارند.

آیا خودت هیچ‌گاه برای رفتن وسوسه نشدی یا پیشنهادی نداشتی؟
هم وسوسه شدم، هم پیشنهاد داشتم، هم وسوسه می‏شوم، هم پیشنهاد دارم!
اما در کل دلیل نرفتنم این بود و هست که یک‏مقدار واقع‏بینانه نگاه می‏کنم. چون من تشنه رفتن و دیدن آن‏طرف که نیستم، زرق‌و‌برق آنجا را هم می‏شناسم. از نظر امکانات هم با اینترنت چیزهایی که می‏خواهیم داشته باشیم را داریم و به‌هیچ‌وجه محدودیتی از نظر امکانات وجود ندارد. راستش به دلتنگی‏اش که گریبان همه را در آنجا می‏گیرد، نمی‏ارزد. من خانواده و عشقم اینجاست و ماندن را ترجیح می‏دهم.د.

مدت‏ها بحث خوانندگی خودت هم مطرح بود و چند آهنگ هم خواندی. آن موضوع به کجا رسید و چه شد که به صورت جدی پیگیر خوانندگی نشدی؟
راستش این اتفاق زمانی افتاد که مدلی که من دوست داشتم بخوانم را در چند آهنگی که برای دیگران ساختم وارد کردم و به دلیل نبود خیلی از ابزار لازم برای موفقیت این قبیل کارها (از جمله ویدئو کلیپ) آن‌چنان که توقع داشتم، مورد اقبال عمومی قرار نگرفتند، چرا که انجام این کارهای نو، نیاز به ایجاد یک بستر مناسب و ذائقه‌سازی دارد. عطش انجام کارهای مورد علاقه‌ام در آهنگسازی و رفتن به سمت سبک‌های نو هم وقت من را گرفت تا چشم به هم بزنم و ببینم امروز شده است! الان شرایط بهتری فراهم است و اگر فرصتش پیش بیاید، کارهایی که دوست دارم را انجام خواهم داد.

چند وقت پیش که با هم صحبت می‌کردیم، نظرت این بود که «غریبه» بهترین آلبومی است که در این سال‌ها تولید کرده‌ای. هنوز هم همین عقیده را داری و «غریبه» را بهترین آلبوم دهه80 می‌دانی؟
اگر از هر نظر بخواهیم آن را بسنجیم، باید عنوان بهترین آلبوم دهه را به «غریبه» بدهیم. شاید تنظیم «شبح» (بهنام صفاریان) خیلی جلوتر از آن باشد یا همان «بی‌خوابی» (سعید شهروز) که تو به آن اشاره کردی، ترانه‌های بهتری داشته باشد یا حتی کارهای موفقی که با علی لهراسبی کردیم و موفق شدند  اما در مجموع، کاری که از همه لحاظ استاندارد باشد، فقط «غریبه» است که همه چیز را در کنار هم دارد.

از کارهای دیگران در طول این 14 ،15 سال چطور؟
کارهای موفق در اجتماع شنیده‏ام  اما کاری نشنیده‏ام که بگویم این کار تمام نمره‏های قبولی را  از نظر من دارد.

یعنی از نظر تو هیچ آلبومی در تمام این سال‏ها به اندازه آلبوم «غریبه» نمره کامل را نمی‏گیرد.
به لحاظ کلی که تمام معیارها اعم از استانداردهای شعری، موسیقایی، خوانندگی، احساسی و اقبال عمومی در آن رعایت شده باشد، می‏توان این ادعا را کرد و کار دیگری در خاطرم نیست. مثلا کارهای ناصر عبداللهی هم به لحاظ حسی و خوانندگی قابل قبول بوده است و فکر می‏کنم می‏توان به آلبوم «عشق است» ناصر هم اشاره کرد.

من و سیروان

بهترین آهنگساز دهه80؟
بابک بیات و عقیلی.

بهترین تنظیم‌کننده؟ ارکسترال و الکترونیک.
من این دو را از هم جدا نمی‏دانم، چون تنظیم‌کننده ارکسترال به آن صورت در موسیقی پاپ ایران نمی‏شناسم، به جز شهداد روحانی و فردین خلعتبری. اگر منظورتان از ارکسترال، ارکستر زهی نوشتن برای موسیقی پاپ است که پس خیلی از تنظیم‌کننده‌های پاپ، ارکسترالند. من درباره تنظیم‌کننده پاپ فقط می‏توانم نظر بدهم که شاید یک‏مقدار خودخواهانه باشد  اما خیلی افراد دیگر هم هستند که خوبند اما در کل باید بگویم کار خودم و سیروان خسروی (در سبک خودش) را می‌پسندم.

نوازنده؟
فیروز ویسانلو (گیتار)، آندره آرزومانیان (پیانو)، رضا تاجبخش (پیانو)، احسان نی‏زن (ویولون و کمانچه)، دارا دارایی (بیس)، همایون نصیری (پرکاشن) و بابک امینی (گیتار). خدا را شکر نوازنده خوب زیاد داریم.

خواننده؟
اصفهانی، عقیلی و  عبداللهی

فریدون آسرایی؟
خوب شد فریدون را یادم انداختی اما فریدون در دسته‌بندی این افراد نیست. شاید در یک نقطه خیلی خوب بوده  اما نمی‏توان او را در 10سال ارزیابی کرد. مثلا اصفهانی اگر با یک پیانو تنها هم بخواند خواننده است.

هنوز هم؟ به نظرت صدایش خراب نشده است؟
هنوز هم خواننده توانایی است. اخیراً ندیده‏ام که روی استیج چطور می‏خواند. شاید یک مقدار نوع کارهایی که خوانده، او را در مسیری قرار داده که امروزه خیلی‌ها عقیده دارند از سلیقه مخاطبان گذشته‌اش فاصله گرفته است  اما به نظرم اگر بخواهیم در یک دهه از خوانندگان خوب نام ببریم، به ترتیب اصفهانی، عقیلی، ناصر عبداللهی، فریدون. راستی محسن یگانه را هم بعد از اینها اضافه کن که به نظرم خواننده بسیار خوبی است.

قطعه هیت؟
خیلی سخت است که از ترک خوب در یک دهه نام برد  اما «خوشگل عاشق» فریدون، «پیله‌های پرواز» (اونی که مدعی بود عاشقته) علی لهراسبی، «حالم عوض می‏شه» و «تقدیر» کارهایی بوده‏اند که بضاعت هیت شدن را داشته‏اند. «آسیمه‌سر» محمد اصفهانی هم خیلی خوب بود. البته می‌دانم که آهنگ‌های بیشتری در این دهه هیت شده‌اند اما در میان همه این قطعات، آنها که از نظر من همه استانداردهای لازم را هم دارند، اینها هستند؛ چرا که از نظر من شنیده شدن یک آهنگ، تنها شرط لازم برای خوب بودنش نیست.

حمیدرضا منبتی




شما هم نظر بدهید

Your IP: 52.91.176.251 شهر: نام و نام خانوادگي:


تهران م
عاللللللللللللللللللللللللللللللی مرسی


تمامی حقوق این پایگاه محفوظ و متعلق به مجله ترانه ماه می باشد
هرگونه نسخه برداری از اطلاعات این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز بوده و متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت

All rights reserved. Copyright © 2014 by TARANEH MAAH Magazine