Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

گفت و گو
استاد ناصر فرهودی: از زمانی که سیستم دیجیتال راه افتاد موسیقی نابود شد



اولین بار کی از پله‌ها‌ی استودیو پاپ پائین آمدید؟
اولین بار وقتی بود که به آقای کلهر خدا بیامرز پیشنهاد کار شده بود و ایشان‏، از من هم خواست که به اینجا بیایم. تابستان سال 1356 بود و من در جشن هنر صدابردار بودم. آقای کلهر هم آمدند شیراز و گفتند استودیو پاپ به ما پیشنهاد کار داده، اگر دوست داری بعد از آنکه مأموریت جشن هنر تمام شد، بیا با هم کار کنیم. وقتی برگشتم اواخر شهریور سال 56 بود و آن موقع برای اولین بار به اینجا آمدم تا ببینم استودیو کجاست. قبل از آن فقط اسمش را شنیده بودم.
یعنی آن موقع استودیو پاپ معروف بود؟
استودیو از سال 1350 کارش را شروع کرده بود. قبل از ان هیچ استودیویی مولتی‌ترک نداشت. همه با این ضبط‌های معمولی کار می‌کردند و قبل از آن، اینجا هم چنین حالتی داشت و بنابراین، به آن صورت فعالیتی نداشت. از سال 1350 که آن مولتی‌ترک را آوردند، کارهای خوب و جدی با تنظیم‌های جدی اینجا ضبط شد. بله، استودیو داشت کار خودش را می‌کرد و معروف بود اما من هنوز به اینجا نیامده بودم.
شما آقای کلهر را از کجا می‌شناختید؟
ایشان کارمند رادیو و تلویزیون بودند و وقتی با ایشان آشنا شدم، دانشجوی دانشکده صداوسیما بودم. ما را برای کارآموزی به جاهای مختلف معرفی می‌کردند از جمله به تولید تلویزیون. من با آقای کلهر در تولید تلویزیون آشنا شدم و به عنوان دستیار با ایشان شروع به کار کردم. این ماجرا مربوط به تابستان 1351 است. 
ایشان از شما بزرگ‌تر بود؟
بله. ایشان متولد سال 1317 و قبل از من به تلویزیون رفته بودند و قبل از آن هم سابقه دوبله فیلم داشتند. آن موقع همه فیلم‌ها، چه داخلی چه خارجی دوبله می‌شدند. آقای کلهر از طریق دوبله با بعضی از بچه‌هایی که در صداوسیما بودند آشنا شدند و از طریق آنها، از سال 1348 کارمند تلویزیون شده بود. 
در شهریور سال 56 به استودیو پاپ آمدید. آیا می‌دانید چرا اسم اینجا را استودیو پاپ گذاشته بودند؟ آیا قرار بود در اینجا فقط کار پاپ ضبط شود؟
نه. به نظر می‌آید اسم خود دکتر پادماگریان که مؤسس اینجا بود، بی‌تأثیر نبود. اول اسم ایشان«پ» داشت.
در آن سال‌ها، موسیقی پاپ در جهان سر و صدای زیادی کرده بود  و جوان‌های ایرانی هم خیلی به این موسیقی گرایش پیدا کرده بودند. این یکی از دلایل نبود؟
نمی‌دانم و راستش پیگیری هم نکردم اما این حرف شما هم لابد درست است. موسیقی پاپ در آن سال‌ها در کل دنیا و در ایران خیلی گل کرده بود. 
و البته طولی هم نکشید که تعطیل شد در واقع شما از 56 تا 57 کار کردید.
استودیو، اواخر 57 کار می‌کرد. یعنی ما یک سال و نیم کار کردیم و به رکورد رسید. البته ما هیچ‌وقت تعطیل نکردیم و استودیو همیشه باز بود اما ساعت کار خیلی کم شده و یک جا‌هایی تقریبا به صفر رسیده بود. 
بعد از آن با چه کاری، ضبط را شروع کردید؟
اوایل یک‌سری سرود انقلابی که آن موقع پخش می‌شد را ضبط کردیم مثل «بوی گل سوسن و یاسمن آید» و چند کار دیگر که فقط کلام بود و خدا بیامرز آقای میر‌زاده اینها را برای گروه تنظیم کرده بود. آن موقع تکلیف مشخص نبود که آیا باید ساز بیاوریم یا نیاوریم و در نهایت قرار شد که ساز نگذاریم. یك جایی هم که قرار بود یک سکوت را رعایت کنند، از مترو‌نوم استفاده کردند که در آنچه الان پخش می‌شود، شما این صدا را می‌شنوید. این وضعیت بلا‌تکلیفی یک مدت وجود داشت.  چند وقتی هم با ارکستر مجلسی صدا و سیما کارهایی را ضبط کردیم. 
مگر صداوسیما خودش استودیو نداشت؟
در رادیو استودیو داشتند اما در  تلویزیون نداشتند. بچه‌های ارکستر مجلسی تلویزیون می‌خواستند ارکستر را حفظ کنند و تک و توک، هفته‌ای، دو هفته‌ای یک بار می‌آمدند اینجا قطعه‌ای را ضبط می‌کردند تا هم بقای خودشان باشد و هم بگویند ما هستیم. بعضی وقت‌ها این کارها را شخصی انجام می‌دادند. این روال تا حدود دو سال ادامه داشت تا جایی رسید که آقای دکتر پادمگریان ما را خواست به مطبش و گفت حالا که وضعیت این است بیائید اینجا را تعطیل کنیم. من و آقای کلهر به ایشان پیشنهاد کردیم و گفتیم ما می‌رویم آنجا را می‌گردانیم و اگر چیزی هم در نیامد، هزینه‌هایش را انجام می‌دهیم. اینجا دیگر پاتوق ما بود. قرار شد کرایه و آبدارچی و هزینه‌های دیگر را ما بدهیم و ایشان کاری نداشته باشد تا تکلیف روشن شود. به ایشان گفتیم سیستم کار کرده است و اگر مدتی روشن نشود از رده خارج می‌شود. ایشان موافقت کرد که چند وقتی هم همین منوال باشد، تا اینکه ما کار را با موسیقی اقلیت‌ها، مخصوصا ارامنه شروع کردیم.
 
میلاد پیگیر و علاقه‌مند است
میلاد از زمانی که در دبیرستان بود به صورت پاره وقت می‌آمد کار می‌کرد. همسر من نوازنده قانون است. هم تدریس می‌کند و هم با گروه‌های مختلف کار می‌کند. بعضی وقت‌ها تمرین‌ها را در خانه انجام می‌دادند و موسیقی در خانه ما همیشه وجود داشته. بنابراین میلاد از بچگی با موسیقی مأنوس بوده و شنیده. از زمانی که در دبیرستان بود در ساعت‌های بیکاری به استودیو می‌آمد و کم‌کم یک‌سری کار انجام می‌داد و با بچه‌ها آشنا شد. از سال 86 هم به صورت جدی و حرفه‌ای  وارد این کار شده است. گوش خیلی خوب و حساسی دارد و خیلی هم علاقه‌مند است.
 
موسیقی كودك و فیلم
گفتید گروه کر برای ضبط آمدند. آیا از بین آنها بعدا کسی مطرح شد؟
یادم نیست چه کسانی بودند اما مسئول‌شان آقای ابرآویز بود و از بخش هنری دفتر آقای طالقانی می‌آمدند. آنها به آن صورت خواننده حرفه‌ای نبودند و آنچه که آقای میرزاده می‌گفت را یاد می‌گرفتند و اجرا می‌کردند. 
در آن دوره‌ی رکورد چه چهره‌های مطرحی برای ضبط به استودیوی شما آمدند؟ آیا در آن دوره آهنگ معروفی ضبط شد؟
نه. در آن دوره که صحبتش را می‌کنم هیچ چیزی ضبط نمی‌شد. بعدا تک و توک موسیقی سریال ضبط می‌شد مثل سریالی که آقای محمد‌شمس کار کرده بود به نام «باز هم مدرسه‌ام دیر شد». یک مدت هم کل کار ما موسیقی اقلیت‌ها بود و بعد کم کم کار کودک شروع شد که بیشتر داستان بود و وسط داستان‌ها هم کمی موسیقی می‌‌گذاشتند. اینها راه‌هایی بود که پیدا می‌کردند تا موسیقی جریان داشته باشد.
در دوره‌ای که موسیقی کودک ضبط می‌کردید چه کارهای شاخصی را ضبط کردید؟
یکی از آن کارهایی که در آن زمان ضبط شد مال محمد‌شمس بود به اسم «کرم شب‌تاب» که ارکستر خیلی خوبی داشت و یک کار خوب و جدی بود. 
بعد ارشاد به کسانی که مستر کار کودک یا مستر هر کار دیگری داشتند مجوز و کاست می‌داد. شرکت‌های زیادی ایجاد شد و هرکس که مجوز بیشتری داشت کاست بیشتری می‌گرفت و شرکت‌ها برای اینکه کاست سهمیه‌ای بگیرند شروع به تولید مستر کردند. اوایل دید‌ها هنری‌تر بود اما وقتی قرار شد هرکس مستر بیش‌تری داشت، سهمیه‌ی بیشتری بگیرد کار به ابتذال کشیده شد. از سال 62 و 63 موسیقی فیلم شروع شد و سال به سال اضافه می‌شد تا سال 1367 که در طی سال ما چیزی حدود بیست و هفت‏، هشت موسیقی فیلم ضبط کردیم. 
قبل از اینها وضعیت مالکیت استودیو پاپ عوض شده بود؟
نه. هنوز هم که هنوز است مالک این ملک کس دیگری است. اینجا اول اجاره‌‌ی  دکتر پادمگریان بود و وقتی ایشان فوت کرد امتیازش  به خانم و دختر ایشان واگذار شد و بعد خانم ایشان هم فوت کرد و الان در اختیار دختر ایشان است. من و آقای کلهر هم به صورت پورسانت کار می کردیم.
 
اولین آلبومی که ضبط کردیم
گفتید در سال 67 حدود 28 موسیقی فیلم کار کردید. فکر می‌کنم آن موقع دیگر شبانه روزی کار می‌کردید. درست است؟
بله. در دهه فجر شبانه‌روزی می شد و در طی سال هم ضبط می‌کردیم. 
در آن دوره چه کارهایی ماندگاری ضبط شد؟
تمام کارهای آقای انتظامی از سال 63 تا 64 در اینجا ضبط شد. 
موسیقی «سفرسنک» هم اینجا ضبط شد؟
نه. اولین موسیقی که اینجا ضبط شد«دبیرستان» بود و از آن به بعد تمام کارهایشان اینجا ضبط شد، به جز موسیقی حضرت مریم که در خارج از کشور ضبط شد. تمام کارهای آقای بیات هم اینجا ضبط شد و تا قبل از اینکه آقای علیقلی به کامپیوتری‌ها و قضایای سینتی‌سایزز بپیوندند، تقریبا همه کارهایشان در سه چهار سال آخر اینجا ضبط شد. آقای میرزمانی کارهایشان را در اینجا ضبط می‌کردند و خیلی از دوستان دیگر.
از کی ضبط آلبوم موسیقی را شروع کردید؟
اولین آلبومی که ضبط کردیم آلبوم «مسافر» بود. 
قبل از آن هیچ آلبوم پاپ یا سنتی را ضبط نکرده بودید؟
قبل از آن یک آلبوم ضبط کرده بودیم که آهنگسازش آقای یوسف‌زمانی بود و آقای ناظری هم خوانده بود. اسم آلبوم یادم نیست. در ضمن ما زیاد سنتی کار نکردیم. بچه‌های رادیو در استودیو بل کار می‌کردند و این موضوع جا افتاده بود  که اکثر کارهای سنتی در آنجا ضبط می‌شد و اکثر کارهای پاپ هم در اینجا. 
آن موقع که «مسافر» را ضبط می‌کردید، خواننده‌اش مطرح بود؟
یک کار ایشان از صدا و سیما پخش شده بود اما هنوز به آن صورت معروف نشده بود. فکر می‌کنم تصمیم گرفته بودند کارهایی تولید شود که هم فاخر باشد و هم در مملکت تولید شود. اولین آلبوم فکر می‌کنم همین آلبوم مسافر بود.
قبل از آن البته آقای خشایار اعتمادی هم کار کرده بود
بله. ایشان و مهرداد شهسوارزاده یک‌سری کار ضبط کرده بودند اما هیچ کدام‌شان به زودی این آلبوم بیرون نیامدند.
 
هیچ‌وقت نگفتم فکه این موسیقی یا آن موسیقی را دوست دارم
شما موسیقی فیلم کار می‌کردید که در هر صورت کمی فاخر‌تر از موسیقی پاپ است. آیا اینکه آمدید سراغ موسیقی پاپ‏، تغییر استراتژی داده بودید یا برایتان فرق نمی‌کرد؟
کسی که صدابرداری می‌کند نمی‌تواند زیاد حساسیت داشته باشد و بگوید که من موسیقی فیلم را دوست دارم یا موسیقی پاپ را. باید هر کاری را به نحو احسن انجام دهد و تمام انرژی‌اش را بگذارد. من هیچ‌وقت نگفتم که این موسیقی یا آن موسیقی را دوست دارم وهمیشه خود این کار را دوست داشتم.
بعد از «مسافر» چه کارهایی ضبط کردید؟
بعد کار شروع شد. همزمان با آن یا قبل از آن آقای شهسوار‌زاده کارش را ضبط کرد که اقای تقی‌پور کار می‌کرد و آقای بیات هم در آن ملودی داشت. 
«علیرضا عصار» و «محمد اصفهانی» در استودیو پژواک ضبط می‌کردند. درست است؟
آلبوم اول محمد اصفهانی در اینجا ضبط شد و فقط یکی دو کارش در پژواک ضبط شد. بعد از آن هم مشترک کار می‌کردند و آلبوم‌ها کامل دست یک نفر نبود چون قطعات آلبوم را آدمای مختلف کار می‌کردند. 
 
هر کاری را باید ریشه‌ای انجام داد
معیارتان برای پذیرفتن ضبط یک آلبوم چیست؟ 
اکثر کسانی که با ما کار می‌کنند آدم‌های شناخته شده‌ای هستند و کسانی هستند که ما از قبل داریم با آنها کار می‌کنیم. آدم‌های جدیدی که می‌آیند هم، در مورد کارشان  و شعرشان از آنها می‌پرسیم و یک گزینش اولیه می‌کنیم. در ضمن حرف زدن  و نوع برخورد و سوال‌هایی که از آنها می‌کنیم هم می‌فهمیم که کارش چطور است.
یک صدا بردار خوب می‌تواند به کیفیت کار خیلی کمک کند. یک کار متوسط را اقلا سی درصد بالا بیاورد و برعکس آن هم هست. شما این نقش را به عنوان یک پیشکسوت چگونه می‌بینید؟ دیگران چه نظری در این مورد دارند؟
دیگران الحمدلله لطف دارند و همیشه تعریف می‌کنند. همانطور که گفتید،
صدابرداری ارتباط بین صاحب اثر و مخاطبان آن را برقرار می‌کند. این می‌تواند در شخصیت یک کار خیلی موثر باشد چون اگر صدابرداری بد باشد، شنونده ارتباط لازم را برقرار نمی کند. من همیشه سعی کردم هر آنچه که از دست من برمی‌آید را انجام بدهم.
ستاره هایی مثل «مجید انتظامی» و دیگران چقدر نظر شما را گوش می کنند و آیا این نظر در کار لحاظ می‌شود یا می‌شد؟ 
شاید همه نظرات را، چون مطمئنا نظری که من دارم نظر کارشناسانه بوده و آنها هم آدم‌های منطقی بودند و می‌دانستند این پیشنهاد در جهت بهبود کار پیشنهاد می‌شود.
در این سال‌ها آیا هم خودتان فکر کرده‌اید موسیقی کار کنید؟
خیلی کم موسیقی کار کردم تا با موسیقی بیشتر آشنا شوم اما در یک دوره‌ای به دلیل فشردگی کارهایم نتوانستم ادامه بدهم چون هم در صداوسیما کار می کردم و هم در اینجا و دیگر وقتی برای یادگیری نبود. البته به این ماجرا تنبلی را هم اضافه کنید(خنده). البته هیچ وقت به تولید موسیقی وخلق یک اثر فکر نکردم چون این کارها به قریحه‌ی ذاتی احتیاج دارد و هرکسی این قریحه را ندارد. اینکه من بگویم چون سی سال در موسیقی بودم خودم هم موسیقی بسازم، به هیچ وجه، چون این ذاتی است و باید قریحه ذاتی در آدم باشد. البته اگر بخواهد همین جوری کار کند می‌شود چون می‌شود یک ملودی را زمزمه کرد و چیزی ساخت اما من هیچ اعتقادی به این موضوع نداشتم و ندارم. همیشه معتقد بودم آدم هر کاری که انجام می‌دهد باید ریشه‌ای باشد. اگر می‌خواهید آهنگساز شوید باید دوره‌اش را ببینید، کتاب‌هایش را بخوانید و برایش زمان بگذارید تا آهنگساز شوید.
از ضبط کدام کار واقعا لذت بردید؟
من شاید از نود درصد کارهایی که انجام می‌دادم لذت می‌بردم. یک وقت‌هایی یک کارهایی هست که از نظر خود کار ملودی و اجرا و باقی قضایا جذاب است. خیلی از کارهای آقای بیات  و آقای انتظامی اینطور بود.
آیا شده سر ضبط یا شنیدن یک اثر گریه کنید؟
آقای سعید شهروز یک کار داشت که خیلی‌ مرا تحت تأثیر قرار داد. الان البته اسمش یادم نیست. 
بعضی خواننده‌ها موقع اجرا و ضبط خوش‌قلق هستند و بعضی به اصطلاح بدقلق. 
کسانی که ما با آنها کار کردیم خوشبختانه هیچ کدام با ما مشکلی نداشتند. 
کدام‌شان را بیشتر دوست دارید؟
من در طول زندگیم خواننده‌ای به حرفه‌ای بودن و استادی آقای شجریان ندیدم. 
ما یک آلبوم با هم کار کردیم و ایشان از صبح آمد و شروع کرد با بچه‌ها کار کردن و وقتی ارکستر سازها را زدند آقای شجریان رفت خواند و ساعت دو شب مستر را زدند زیر بغل‌شان و رفتند. تنها خواننده‌ای بودند که یک اشتباه هم نداشتند. واقعا استادی به ایشان برازنده است و من واقعا ندیدم کسی با این مهارت بیاید کارش را اجرا کند و برود. 
آیا با خوانندگان رفت و آمد خانوادگی دارید؟
با خواننده شاید نه اما با آهنگسازانی چون انتظامی، علیقلی و آقای بیات رفت و آمد خانوادگی داشتیم و داریم.
 
یادی از  استاد كلهر
بگذارید از آقای کلهر یاد کنیم که همراه همیشگی شما بود. 
آقای کلهر از صدابردارانی بودند که شاید به صورت آکادمیک درس نخواند اما بسیار باهوش و در هر زمینه‌ای که کار می‌کرد موفق بود. من با ایشان از سال  1351 آشنا شدم و دوستی ما تا سال 1379 که ایشان فوت کردند ادامه داشت. ما از موقعی که شروع کردیم   تا آخر همه چیزمان شراکتی بود و هر اتفاق که می‌افتاد این شراکت ادامه داشت تا متأسفانه ایشان خیلی زود فوت کرد. خدا بیامرزدش یک مقدار هم سهل‌انگاری کرد. فکر می‌کرد یک سرماخوردگی ساده است اما جدی نگرفت و چهار پنج روز که از این ماجرا گذشت رفت دکتر دید تمام ریه‌اش چرکین شده‌است. یک سه‌شنبه بردنش بیمارستان و پنج‌شنبه صبح ایشان فوت کرد.
خاطره‌ی خاصی یادتان است؟
ما خیلی سال با هم زندگی کردیم. در سال‌هایی که من ازدواج نکرده بودم، تمام ساعت‌های بیکاری‌مان را با هم بودیم و خیلی به ندرت پیش می‌آمد که من با ایشان نباشم. وقتی که ازدواج کردیم یک مقدار این با هم بودن‌ها کم شد اما همیشه با هم بودیم.
 
الان در موسیقی هرکس هر کاری دوست دارد انجام می‌دهد
الان خیلی‌ها استودیو خانگی دارند. این موضوع چه خوبی و بدی‌هایی دارد؟
از زمانی که سیستم دیجیتال راه افتاد موسیقی نابود شد به این خاطرکه دسترسی راحت و آسان شد. هرکس به خودش اجازه داد آهنگساز، خواننده، شاعر و صدابردار شود و این باعث شد همه چیز از حالت حرفه‌ای خارج شود. قبل از آنکه سیستم دیجیتال بیاید کسی که می‌خواست آهنگساز شود، باید نت می‌دانست و کار کرده بود و تجربه داشت. اینطوری نبود که هرکس کامپیوتر داشته باشد می‌توانست صدابردار شود. برای صدابرداری باید دوره می‌دید و آشنا می‌شد و اگر می‌خواست در یک استودیو کار کند باید سابقه کاری داشت.
یعنی آن موقع هرکس در زمینه‌ی کارخودش نیمچه حرفه‌ای بود اگر حرفه‌ای کامل نبود. به خاطر همین کارها خوب در می‌آمد چون همه فکر شده کار می‌کردند. الان هرکس به خودش اجازه می‌دهد هر کاری دوست دارد انجام دهد. آهنگسازی بد است، تنظیم بد است، صدابرداری بدتر است و مجموعه آنها سر و صدایی است که تولید می‌شود که نه موسیقی است و نه پایه و اساس موسیقایی دارد. حتی وقتی کارهای خارجی را کاور می‌کنند، چون سواد ندارند سر آن هم بلا می‌آورند. الان ده هزار استودیو در خانه‌ها باز شده و همه ادعا دارند. واقعیت این است که اگر چهار تا سیم را به هم وصل کنی به هر حال سروصدایی خارج می‌شود اما این موسیقی نیست.
اجازه بدهید این گفتگو را با یک موضوع مهم دیگر تمام کنیم. خیلی‌ها هستند اصلا خواننده نیستند اما در استودیوهای خانگی با استفاده از نرم‌افزارها و کارهای خاصی که بلدند‏، برایشان صدا خلق کنند. نظر شما چیست؟ 
قبل از ماجراهای دیجیتال، مدل کاری طوری بود که نمی‌شد روی ان خیلی ادیت کرد اما اگر آهنگی دو پارتی بود می‌توانستند وسط آن یک ادیت انجام بدهند به همین خاطر خواننده و حتی نوازنده‌ها باید حرفه‌ای‌تر می‌بودند و یک کار پنج دقیقه‌ای را یک ضرب می‌زدند. خواننده برای آنکه بتواند یک ضرب بخواند باید می‌رفت با آهنگساز تمرین می‌کرد و بعد به استودیو می آمد. به خاطر همین توانایی‌هایشان بالاتر بود. آن موقع ما خوانندگانی را می‌دیدیم که به استودیو می‌آمدند و کار را همانجا یاد می‌گرفتند و می‌خواندند چون آنقدر توانمند بودند که می‌توانستند اما هرچه تکنولوژی بالاتر می‌رفت همه ضعیف‌تر شدند. سیستم مولتی‌ترک آنالوگ امکان ادیت داشت اما امکان کوک کردن و جابه‌جایی ریتم نداشت. تا یک جایی باید خودشان را کنترل می‌کردند و بهتر اجرا می‌کردند. حالا دیجیتال شده و با ملوداین و اتوتیون می‌شود هر نتی را جابه‌جا کنید و هر جا می‌خواهید بنشانید، بنابراین خواننده‌ها و نوازنده‌ها روز به روز ضعیف‌تر می‌شوند.
چون کار آنها را در دستگاه انجام می‌دهد. 
بله. می‌گویند ما می‌خوانیم دستگاه درستش می‌کند. نمی‌روند یاد بگیرند. وقتی سیستم دیجیتال به این صورت شد و نقش صدابرداری کم و کم‌تر شد، من هم کم‌کم فاصله گرفتم. الان سی درصد صدابرداری است و هفتاد درصد کامپیوتر.
 
آرش نصیری



شما هم نظر بدهید

Your IP: 3.88.161.108 شهر: نام و نام خانوادگي:


تمامی حقوق این پایگاه محفوظ و متعلق به مجله ترانه ماه می باشد
هرگونه نسخه برداری از اطلاعات این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز بوده و متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت

All rights reserved. Copyright © 2014 by TARANEH MAAH Magazine